سيد اصيل الدين عبد الله واعظ

148

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )

كهنه هرات . ( 23 ) دشت يلان : ( ص 64 ) صحراى بزرگى كه در جنوب هرات شرقا و غربا امتداد دارد آنسوى هريرود زيارتگاه مرغاب و مالان در كنار شمالى آن دشت قرار دارد . آثارى در آن نمودار است . ( 24 ) قريهء شمعان : ( ص 65 ) حال به تلفظ شيوان ياد مىشود . جنوب هرات پهلوى خمچه - آباد . ( 25 ) اشكوان : ( ص 68 ) اشكيدبان كه حال شكيبان گويند . از قراء مشهور فوشنج است . ( 26 ) بند قارن : ( ص 68 ) در شمال كوى مختاربندى يكى از پيش آهنگان مردم ساخته بوده كه يك فرسنگ و اندى كم از شهر هرات دور است . ( 27 ) خواجه محمود : ( ص 70 ) از وزراى تيمور در هرات مىزيسته و در قريهء سياوشان زمين و باغهاى زيادى داشته و هنوز محله‌اى بنام او در آنجا ياد مىشود . ( ر ك دستور الوزراء خوندمير ) ( 28 ) شيخ عبد الحق طوسى : ( ص 70 ) فصيحى خوافى در ذيل حوادث 812 در مجمل وفات او را در خواجه سرمق نويسد . ( ج 3 ص 199 ) ( 29 ) پير سيصدساله : ( ص 74 ) در مجالس النفايس مير عليشير ياد شده كه يكى از بزرگان به مزارش بقعه ساخته و مولانا كمال الدين مسعود شيروانى مدرس مدرسهء گوهر شاد آغا متوفى به سال 905 در حظيرهء پير سيصدساله دفن شده ( ر ك جزء سوم ، از جلد سوم ص 340 ) ( 30 ) تل قطبيان : ( ص 84 ) مزار ابو الليث فوشنجى كه با ياران خود خوابيده است در آنجائى كه شيخ ابو الليث خانه داشته و يارانش پس از ديگرى در همانجا فوت شده‌اند . آثار آجر و خشت آن تا حال نمودار است . شرح و با و طاعون در هرات : ( ص 81 ) وباء خطرناكى در هرات به سال 838 رخ داده است كه عبد الرزاق سمرقندى در مطلع سعدين شرح اين واقعهء جانسوز را اينطور بياورده است : در دار السلطنهء هرات به حسن صفات و لطف آب و هوا و ساير اسباب نشو و نما از باقى بلدان جهان ممتاز و مستثنى است و در وسط اقليم رابع قريب به مركز واقع است و چنانچه از كتب قدماء معلوم است هرگز در آن شهر و با و طاعون و فجاء حادث نگشته . درين سال به ارادت حضرت ذو الجلال در شهر و بلوكات ، و باى عام